آیینه پژوهش
(١)
كتاب ، كتابخانه ها و مجلات در كشورهاى اسلامى - اسلامى سيد حسن
١ ص
(٢)
سيرى در المفصل فى احكام المرأة والبيت المسلم - مهريزى مهدى
٢ ص
(٣)
گامى ديگر در شناسايى و احياى كتاب سُليم بن قيس هلالى - سبحانى محمدتقى
٣ ص
(٤)
ترجمان رنج - موحدى محمدرضا
٤ ص
(٥)
تأليف يا تقليد؟ - فرهنگ محمدجواد
٥ ص
(٦)
بررسى كتاب مسند فاطمة الزهرا س - موذن جامى محمدمهدى
٦ ص
(٧)
مرورى بر حرفهاى تازه در ادب فارسى - ارشاد سرابى اصغر
٧ ص
(٨)
نقدى بر ترجمه و راهنماى مبادى العربيه - فاطمى سيد حسن
٨ ص
(٩)
آشنايى با انديشه نگار گمنام سياست در مغرب زمين اسلامى - ناصرى طاهرى عبدالله
٩ ص
(١٠)
معرفىهاى اجمالى -
١٠ ص
(١١)
معرفيهاى گزارشى -
١١ ص
(١٢)
مجله هاى پـژوهشى -
١٢ ص
(١٣)
شاهكارهاى ادبى - فاطمى سيد حسن
١٣ ص
(١٤)
اخبار -
١٤ ص
(١٥)
مرآة التحقيق -
١٥ ص
(١٦)
AYENEH -E- PAZHOOHESH
١٦ ص
آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - اخبار
اخبار
درگذشتگان
درگذشت آيت الله سيد مرتضى مرعشى نجفىحضرت آيت الله آقاى سيد ابوالمجد ضياءالدين مرتضى حسينى مرعشى نجفى (برادر حضرت آيت الله العظمى سيد شهاب الدين نجفى مرعشى) يكى از علماى بنام و فقهاى عظام تبريز به شمار مى رفت. فقيد سعيد در سوّم جمادى الاولى ١٣٢٥ق در بيت علم و تقوا و فضيلت, در نجف اشرف ديده به جهان گشود. پدرش حضرت آيت الله علامه سيد شمس الدين محمود (١٢٧٩ـ ١٣٣٨ق) از شاگردان: آخوند خراسانى, شريعت اصفهانى, سيد محمد كاظم يزدى و حاج آقا رضا همدانى و جدّش آيت الله علامه سيد الحكما شرف الدين على بن سيد نجم الدين محمد مرعشى (١٢٠٢ـ١٣١٦ق) از شاگردان صاحب جواهر, صاحب فصول, صاحب ضوابط و شيخ انصارى و نياى او سيد نجم الدين محمد (م١٢٦٤ق) از شاگردان صاحب قوانين و شيخ جعفر كاشف الغطا بوده است. خاندان او يكى از پرافتخارترين و مشهورترين بيوتات علمى شيعه در جهان بوده اند كه مقام علم و عمل و تقوا و سياست و امارت و رياست و مرجعيت شيعه را در طول چهارده قرن برعهده داشته اند و نسب ايشان به ابوعبدالله حسين الاصغر (م١٥٧ق) فرزند حضرت امام زين العابدين عليه السلام مى رسد. وى در نه سالگى مادر و در چهارده سالگى, پدرش را از دست داد و دايى او آيت الله حاج سيد حسن خويى, وى و خواهرانش را از نجف به تبريز برد. و در آنجا به تحصيل علوم دينى پرداخت و سطوح عاليه را فراگرفت. ٢١ساله بود (١٣٤٦ق) كه به قم آمد و مدّت چهار سال از محضر پرفيض آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حايرى و آيت الله سيد محمدتقى خوانسارى و علامه شيخ اسدالله قمى بهره برد و خود نيز به تدريس شرح لمعه و مطول پرداخت. سپس عشق تحصيل و زيارت نجف اشرف شورى در جانش برانگيخت كه درنگ را جايز نشمرد و به سوى نجف حركت كرد (١٣٥٠ق) و بلافاصله در درسهاى حضرات آيات عظام: سيد ابوالحسن اصفهانى, ميرزاى نائينى, ميرزا ابوالحسن مشكينى, ميرزاعلى ايروانى شركت كرد و همزمان با آن رجال و درايه و فلسفه را از اساتيد وقت مانند: آيت الله سيد حسين بادكوبه اى آموخت. و به تدريس رسائل و مكاسب نيز پرداخت. وى در اين مدت با آيات عظام: سيد ابوالقاسم خويى و سيد محمدهادى ميلانى و شيخ احمد اهرى مانوس بود و مباحثات علمى داشت و از اساتيد خويش اجازات اجتهادى و از حضرات آيات حاج شيخ عباس قمى و شيخ مرتضى طالقانى و شيخ شمس الدين بادكوبه اى اجازه روايت گرفت. فقيد سعيد در ١٣٦٠ق براى زيارت امام هشتم على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ و صله ارحام به ايران مسافرت كرد و با اصرار خويشاوندانش در تبريز ماندگار شد و به تدريس خارج فقه, تأليف و تصنيف, امامت جماعت و راهنمايى مردمان اشتغال ورزيد. فقيد سعيد از خطى زيبا, زندگى ساده و به دور از شهرت برخوردار بود. تأليفات و تقريرات ايشان عبارت است از: ١ـ تقريرات درس فقه آيت الله نائينى (خيارات) ٢ـ تقريرات درس اصول ميرزاى نائينى (يك دوره كامل) ٣ـ رجال الحديث ٤ـ القواعد الفقهية ٥ ـ حاشيه عروة الوثقى ٦ ـ حاشيه مكاسب ٧ـ حاشيه كفايةالاصول ٨ ـ روضة الاحباب (كشكول) ٩ـ روضة العارفين (كتابى در تهذيب نفس) ١٠ـ شمس الضحى فى مناقب النبى و الائمة الهدى (اين كتاب به چاپ رسيده است). ١١ـ حاشيه بر حاشيه ميرزا على ايروانى بر كفاية الاصول.
فقيد سعيد پس از عمرى تلاش و كوشش در راه بزرگداشت شعائر دينى, سرانجام در ٩١سالگى در تاريخ دوشنبه ٢٠فروردين ١٣٧٥ش (١٩ ذيقعدةالحرام ١٤١٦ق) بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشيع در تبريز, به قم انتقال داده شد و در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ مدفون شد. درگذشت آيت الله رحمانى مازندرانى
حضرت مستطاب آيت الله آقاى حاج شيخ ابوالقاسم رحمانى خليلى مازندرانى در بهران سال ١٣٠٢ شمسى (١٣٤٢ق) در بيت رفيع علم و فضيلت و تقوا, در روستاى خليل محلّه بهشهر زاده شد. پدرش مرحوم آيت الله شيخ محمد باقر هزارجريبى مازندرانى ـ از علماى بنام و مشهور بهشهر و نواحى ـ فرزند علامه آيت الله شيخ محمد حسين هزارجريبى (از شاگردان شيخ اعظم انصارى) فرزند آقا شيخ محمد كاظم بن علامه بزرگوار شيخ محمدعلى (م١٢٤٥ق) فرزند علامه سترگ آيت الله شيخ محمد باقر هزارجريبى مازندرانى نجفى (م ١٢٠٥ق) ـ استاد سيد بحرالعلوم, شيخ جعفر كاشف الغطا و ميرزاى قمى ـ بوده است كه سابقه سيصد سال روحانيت و رياست و مرجعيت شيعه را برعهده داشته اند.
فقيد سعيد دوازده ساله بود كه به عشق فراگيرى علوم اهل بيت به حوزه علميه مرحوم آيت الله العظمى كوهستانى كوچيد و پس از خواندن مقدمات و ادبيات, به مباحثه شرح لمعه با هم مباحثه اش مرحوم آيت الله محمدى لائينى پرداخت و سپس رسائل و مكاسب را نزد آيت الله كوهستانى فراگرفت. ٢٣ساله بود (١٣٢٥ش) كه به نجف اشرف مهاجرت كرد و كفايةالاصول را نزد مرحوم آيت الله حاج ميرزا حسن يزدى و آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى آموخت. پس از آن به درس خارج حضرات آيات عظام: سيد محسن حكيم, سيد محمود شاهرودى, سيد ابوالقاسم موسوى خويى و ميرزا هاشم آملى حاضر شد و مبانى فقه و اصول و تفسير خويش را مستحكم نمود و اين همه دوازده سال به طول انجاميد و با كسب اجازات متعدد اجتهاد و روايت در سال ١٣٣٨ش به ايران آمد و در زادگاه خويش اقامت گزيد. آنگاه به بنياد حوزه علميه و مسجد و حسينيه و تدريس علوم اسلامى و تربيت شاگردان فاضل و فرزانه, امامت جماعت, راهنمايى مردم, تأليف و تصنيف پرداخت و پس از ده سال در ١٣٤٧ش به تهران آمد و در مسجد شفا به امامت جماعت و در مدرسه چهلستون و مدرسه شيخ عبدالحسين به تدريس مكاسب و كفايه اشتغال ورزيد. سپس در سال ١٣٦٤ش به حوزه علميه قم كوچيد و به تدريس خارج فقه و اصول دست يازيد. فقيد سعيد بسيار متواضع و خوش برخورد و ساده زيست و قانع بود و از شهرت گريزان. داراى خطّى خوش و خلقى نكو و ذوقى عرفانى بود و اشعار حافظ را از حفظ داشت و آن را بسيار مى خواند و روزانه به اذكار و اوراد بسيار به ويژه زيارت عاشورا و استغفار مى پرداخت و براى تهذيب نفس و صفاى روح چند بار چله نشست و ترك ماكولات حيوانى نمود. وى عاشق تدريس بود و در تهران هر روز بيش از ده درس مى داد و موضوع درس براى او تفاوتى نمى كرد, از شرح امثله و جامع المقدمات تا كفايةالاصول را به جويندگان دانش تدريس مى نمود. برخى از تأليفات ايشان عبارتند از: ١ـ تفسير سوره حمد (فارسى) ٢ـ علم نحو ٣ـ رسالة فى المشتق ٤ـ شرح اجتهاد و تقليد عروةالوثقى ٥ ـ شرح تبصرة المتعلمين علامه حلّى.
سرانجام در تاريخ يكشنبه ٢٧/١٢/١٣٧٤ (٢٧شوال المكرم ١٤١٦ق) در ٧٢سالگى پس از تهجّد و نماز صبح, به هنگام خواندن زيارت عاشورا در فضاى باز بدرود حيات گفت و در روز دوشنبه, پس از تشييع, به زادگاه خويش انتقال داده شد و در ميان اندوه بسيار مردم و با حضور شخصيتهاى دينى و سياسى استان مازندران ـ به ويژه ائمه جمعه و جماعات ـ در مدرسه اى كه خود بنياد نهاده بود, به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى درگذشت استاد محمّد اسماعيل رضوانى
دكتر محمد اسماعيل رضوانى كه از استوانه هاى رشته تاريخ و بويژه از پژوهشگران تاريخ مشروطه بود, در سال ١٣٠٠ شمسى در خراشاد يكى از قراى بيرجند, در خانواده اى روحانى به دنيا آمد. آموزش را از مكتب خانه و با خواندن قرآن آغاز كرد و سپس بر طبق شيوه هاى سنتى, ادبيات عرب را آموخت. با تاسيس مدارس به سبك جديد, مسير زندگى خود را تغيير داد و پس از اتمام مقاطع ابتدايى دبيرستان و گرفتن ديپلم, به خدمت وزات فرهنگ درآمد. شش سال بعد, تصميم به ادامه تحصيل گرفت و با انتقال به تهران, دوره ليسانس, فوق ليسانس و دكتراى تاريخ را يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت. موضوع رساله پايان نامه شادروان رضوانى در مقطع دكترى, علل انقلاب مشروطيت بود.
گويا نخستين اثرى كه دكتر رضوانى نوشته است, رساله اى است برا نوسوادان, با عنوان زمينى كه در روى آن زندگى مى كنيم. كار ديگر او چاپ نامه تنسر بود كه آن را با كمك مرحوم مجتبى مينوى انجام داد. همچنين بايد از تصحيح كتاب تاريخ منتظم ناصرى ياد كرد كه در سه جلد فراهم آمده است. كتاب ديگرى كه از مرحوم رضوانى مى شناسيم انقلاب مشروطيت ايران است كه در مجموعه كتاب جوانان به چاپ رسيد.
شايد بتوان گفت بيشترين فعاليتهاى علمى و پژوهشى استاد, بجز تدريس در دانشگاه و تربيت مورّخان جوان, نگارش مقاله در نشريات مختلف فرهنگى (از قبيل راهنماى كتاب, آينده, يغما, بررسيهاى تاريخى و…) بوده است. استاد با توجه به علاقه بسيارى كه به جمع آورى مجموعه اسناد داشتند, موفق شدند كه مجموعه اى از مجلات و روزنامه هاى جنبش مشروطيت را فراهم آورند و خود در باب مطبوعات مشروطيت, صاحب نظر بودند و كارى نيز با عنوان اعلان ها و اعلاميه هاى دوره قاجار, با همكارى جهانگير قائم مقامى انجام دادند.
*
شيخ محمد غزالى به سال ١٩١٧ ميلادى در مصر, متولد شد. در ده سالگى قرآن مجيد را حفظ كرد و وارد الازهر شد. در سال ١٩٤١ از دانشكده وعظ و تبليغ فارغ التحصيل شد و در بيست وچهارسالگى از دانشكده زبان عربى, اجازه دعوت و ارشاد و اجازه تدريس گرفت و از همان زمان تا پايان عمر به اصلاحگرى و خرافه زدايى پرداخت. نخستين كتاب او در سال ١٩٥٠ با نام (من هنا نبدأ) انتشار يافت كه در حقيقت پاسخى بود به نظريات محمد خالد, نويسنده معروف لائيك.
شيخ غزالى ساليانى چند, رياست شوراى معارف اسلاميِ) دانشگاه امير عبداالقادر را به عهده داشت و به عقيده صاحبنظران, اعتبار اين دانشگاه در دوره هاى فوق ليسانس و دكتراى رشته هاى فرهنگ اسلامى, مبانى دين و شريعت اسلام و… بيشتر مرهون كلاسهاى درس غزالى بوده است.
غزالى نزديك به پانزده سال بدور از موطن اصلى خويش, قاهره, مجبور به مهاجرت گرديد و تنها در پايان عمر خويش و پس از چندين سال اقامت در الجزاير, به مصر بازگشت. وى قبل از بازگشت به مصر نشان (لياقت) را به عنوان بزرگترين نشان كشور الجزاير دريافت كرد.
درسهاى تفسير موضوعى قرآنِ شيخ غزالى كه از تلويزيون الجزاير پخش مى گرديد, تا به آن حدّ بيننده داشت كه به گفته مسؤولان خبريِ آن كشور در شمار برنامه هايى تلقّى مى شد كه از رهگذرانِ كوچه و خيابان در ساعت پخش, بشدت مى كاست و كتابهاى او در فاصله اندكى پس از انتشار به پايان چاپ نزديك مى شد. بى گمان خيزشى كه سالها بعد در نسل جوان الجزاير صورت گرفت, بى تأثير از ارشادات شيخ غزالى نبوده است.
غزالى بيش از هرچيز به تحولى فرهنگى در جهان اسلام معتقد بود و به رغم سابقه اى روشن و فعال در مبارزات سياسى, چشم اميد خويش را بر رفع نقيصه هاى درونى در معرفت حقايق دينى دوخته بود. وى بر آن بود كه بدون تدارك انديشه و فرهنگى پويا و اسلامى, نمى توان در برابر تهاجم سياسى جهان استكبارى ايستاد.
غزالى مى گفت: (من بر اين عقيده هستم كه حتى اگر تمدن شرقى كمونيست و غرب صليبى از هم بپاشد و يا به عبارت بهتر, انتحار كند, باز گرهى از مشكلات كنونى جهان اسلام گشوده نخواهد شد, چرا كه گرفتاريهاى ما از درون نشأت مى گيرد و همه ناشى از عوامل خارجى نيست, البته فشار خارجى هست, امّا عامل اصلى گرفتاريهاى امت اسلام را بايد در بافت و ساختار داخلى آن جستجو كرد. يهود و مسيحيت پس از قرنها جدال و نبرد اكنون راه به يكپارچگى رسيده اند, امّا امت اسلام از هرسو به سمتى كشيده مى شود و هر روز مسأله اى اختلاف انگيز ظاهر مى گردد, گاه فرقه و مذهب و گاه, نژاد و قوميّت تخم تفرقه و نفاق مى پاشد….)
با نگاهى گذرا اساس انديشه هاى شيخ محمد غزالى را مى توان بر سه پايه (اصلاح معرفت دينى), (تقريب ميان مذاهب) و (ردّ انديشه هاى قومى) استوار دانست. او در اين راه كوشش كرد كه در آثار گوناگون خويش چهره زلال قرآن و سنت را از غبار تعصبهاى بيهوده و افراطى, پاك كند. وى راه خود را از (سلفيگرى) رايج و (وهابيت) جدا كرد و از حريم (اسلام ناب) و (اهل بيت) در محافل و جوامع اهل سنت به دفاع پرداخت. مرحوم غزالى هميشه با نگاهى مثبت و اميدوارانه, به انقلاب اسلامى ايران مى نگريست و پيروزى انقلاب را پيروزى بزرگ تمام مسلمانان مى دانست. وى سخت مجذوب شخصيت امام خمينى(ره) بود و چهره هاى شاخص و مبرز دينى ما را به كرّات مى ستود.
غزالى به منظور شركت در كنفرانس انديشه اسلامى در سال ١٣٦٤ سفرى به ايران داشت و در خلال آن توانست طرح كلى انديشه هاى اصلاحگرايانه خويش را ارائه دهد.
آثار منتشر شده او عبارتند از: ١ـ الاسلام والاوضاع الاقتصاديه ٢ـ الاسلام و المناهج الاشتراكيه ٣ـ الاسلام والاستبداد السياسى ٤ـ الاسلام والمفترى عليه بين الشيوعيين والرأسماليين ٥ ـ من هنا نعلم ٦ ـ تأملات فى الدين والحياة ٧ـ خُلق المسلم ٨ ـ عقيدة المسلم ٩ـ التعصب والتسامح ١٠ـ فقه السيرة ١١ـ فى موكب الدعوة ١٢ـ ظلام من الغرب (سايه اى از غرب) ١٣ـ جدّد حياتك (زندگى را از نو آغاز كن) ١٤ـ ليس من الاسلام ١٥ـ من معالم الحق ١٦ ـ كيف نفهم الاسلام ١٧ـ الاستعمار, احقاد واطماع (استعمار, كينه ها و طمَعها) ١٨ـ نظرات فى القرآن ١٩ـ مع الله ـ دراسات فى الدعوه والدعاه ٢٠ـ معركة المصحف (كارزار قرآن) ٢١ـ كفاح دين (نبرد دين) ٢٢ـ الاسلام والطاقات المعطّله (اسلام و توانهاى تلف شده) ٢٣ـ حقوق الانسان بين تعاليم الاسلام واعلان الامم المتّحده ٢٤ـ هذا ديننا ٢٥ـ حقيقة القوميه العربيه واسطورة البعث العربى ٢٦ـ الجانب العاطفى من الاسلام ٢٧ـ دفاع عن العقيده والشريعه ضد مطاعن المستشرقين ٢٨ـ ركائز الايمان بين العقل والقلب (ريشه هاى عقلى و قلبى ايمان) ٢٩ـ حصاد الغرور ٣٠ـ الاسلام فى وجه الزحف الاحمر (اسلام در قبال تهاجم سرخ) ٣١ـ قذائف الحق (شهاب حقيقت) ٣٢ـ الدعوة الاسلاميه تستقبل القرن الخامس عشر ٣٣ـ فن الذكر والدعاء عند خاتم الانبياء ٣٤ـ دستور الوحدة الثقافيه بين المسلمين ٣٥ـ واقع العالم الاسلامى فى مطلع القرن الخامس عشر ٣٦ـ مشكلات فى طريق الحياة الاسلاميه ٣٧ـ هموم داعيه (اندوههايى كه ترا مى خواند) ٣٨ـ مأته سؤال عن الاسلام ٣٩ـ علل وادويه ٤٠ـ مستقبل الاسلام خارج ارضه وكيف نفكّر عليه ٤١ـ الغزو الثقافى نمتد فى فراغنا (تهاجم فرهنگى جاى خالى ما را پرمى كند) ٤٢ـ سرّ تخلف اعراب والمسلمين (راز عقب ماندگى اعراب و مسلمانان) ٤٣ـ الحق المرّ ٤٤ـ قصة حياة ٤٥ـ الطريق من هنا ٤٦ـ جهاد الدعوة بين عجز الداخل وكيد الخارج.
مرحوم محمد غزالى در حالى كه براى حضور در كنفرانس فرهنگى در رياض, بسر مى بُرد, در تاريخ ١٩/١٢/٧٤ دچار سكته قلبى شد و پس از تشييع در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. درگذشت دكتر كليم صديقى
دكتر كليم صديقى از شخصيتهاى بانفوذ سياسى و رهبر پارلمان مسلمانان انگلستان كه براى شركت در يك كنفرانس اسلامى در (پرتوريا) مركز افريقاى جنوبى بسر مى برد, درگذشت.
وى از مدتها قبل از ناراحتى قلبى رنج مى برد و علت درگذشت وى سكته قلبى اعلام شده است. دكتر كليم صديقى كه دكتر علوم سياست بين المللى بود به هنگام فوت ٦٣ سال داشت.
وى كه در آغاز روزنامه نگار بود, مدتى معاونت سردبيرى روزنامه گاردين را بر عهده داشت. دكتر صديقى از روشنفكران متعهد و فعال در انگلستان به شمار مى رفت و سالها انستيتوى مسلمانان انگلستان را اداره مى كرد.
وى در سال ١٣٧٠ پارلمان مسلمان انگليس را به منظور هماهنگ كردن فعاليتهاى مسلمانان در اين كشور پايه گذارى كرد كه اين تشكيلات در طول فعاليت خود تاكنون تلاشهاى مؤثرى را به انجام رسانده است.
وى در طول سالهاى پس از پيروزى انقلاب چندين بار براى شركت در كنفرانسهاى اسلامى به تهران سفر كرد.در شماره اى ديگر به زندگى وى خواهيم پرداخت
فرهنگى
برگزارى كنگره زمان و مكان در اجتهادكنگره بررسى مبانى فقهى حضرت امام خمينى(ه) ـ ويژه نقش زمان و مكان در اجتهاد, از تاريخ ٢٤تا٢٦ اسفند ١٣٧٤ در قم برگزار شد. اين كنگره به آهنگ بررسى نقش زمان و مكان در اجتهاد تشكيل شد و در ضمن آن دهها مقاله در باره اين موضوع تأليف گرديد. كنگره فقه مشتمل بر هفت كميسيون بود: كميسيون اجتهاد و زمان و مكان, كميسيون نقش زمان و مكان در موضوعات احكام, كميسيون فقيهان و زمان و مكان, كميسيون جاميعت شريعت و… .
در زمان برگزارى كنگره چند نفر از شخصيتهاى علمى و فرهنگى به ايراد سخنرانى در اين باره پرداختند; از جمله: حجت الاسلام والمسلمين فنائى در باره جايگاه موضوع شناسى در اجتهاد, حجت الاسلام والمسلمين محمد مرادى در باره جامعيت شريعت, حجت الاسلام والمسلمين صادق لاريجانى در باره نقش علوم بشرى در اجتهاد, آقاى حسين رجبى در باره منابع فقه و زمان و مكان, حجت الاسلام والمسلمين محمدصادق كاملان در باره نقش و قلمرو عرف در فقه, آيت اللّه محمّدابراهيم جناتى در باره ضرورت تحول اجتهاد در عرصه استنباط, آيت اللّه موسوى اردبيلى, آيت اللّه حسين نورى, آيت اللّه آذرى قمى و … ميزگرد كنگره با شركت آقايان آيت اللّه سيّد محمّد كاظم حائرى و آيت اللّه سيّد محمّد موسوى بجنوردى و استاد محمّد مجتهد شبسترى و دكتر حسين مهرپور به بررسى نقش زمان و مكان در اجتهاد پرداخت.
اين كنگره تاكنون چهارده جلد كتاب مشتمل بر دهها مقاله علمى منتشر ساخت. در اين كتابها به مسائل چون فقه و زمان و مكان, مباحث نظرى فقه و زمان و مكان, مسائل جديد و فقه, احكام حكومتى, جامعيت شريعت پرداخته شده است. كنگره موفق به تهيه كتابشناسى زمان و مكان در اجتهاد شده كه بزودى منتشر مى شود.
رياست كنگره به عهده حضرت آيت اللّه سيّد محمود هاشمى و مسؤول كميته علمى آن حضرت حجت الاسلام والمسلمين محمّد مهدى فقيهى بوده است. مشاركت ايران در نمايشگاه بين المللى كتاب ابوظبى
جمهورى اسلامى ايران در ششمين نمايشگاه بين المللى كتاب ابوظبى شركت دارد.
يك مسئول غرفه ايران در اين نمايشگاه گفت: چهار مؤسسه انتشاراتى ايران حدود هزار عنوان كتاب در معرض ديد عموم قرار دادند.
كتابهاى عرضه شده به زبانهاى فارسى, عربى, انگليسى و اردو بوده و در زمينه هاى دينى, تاريخى, فرهنگى, هنرى, ادبيات و قرآنهاى نفيس مى باشد.
وى استقبال خوب بازديدكنندگان از كتابهاى عرضه شده در غرفه ايران را مورد تأكيد قرار داد.
در اين نمايشگاه بيش از ششصد مؤسسه انتشاراتى محلى و خارجى به عرضه هشتاد هزار عنوان كتاب مى پردازد.
اغلب كتابهاى عرضه شده در اين نمايشگاه به زبانهاى عربى و انگليسى است. برگزارى سومين جشنواره مطبوعات
سومين جشنواره مطبوعات كشور از ٦تا١٣ ارديبهشت ماه جارى در تهران برگزار شد. مقام معظم رهبرى در ديدار با دست اندركاران مطبوعات كشور فرمودند:
… مطبوعات براى جمهورى اسلامى ايران مسأله اى تجملاتى و تشريفاتى نيست, بلكه مسأله اى اساسى است. زيرا اين نظام برخلاف نظامهاى ديكتاتورى و سرمايه دارى, نظامى مردمى است و در چنين نظامى, آگاهى و معرفت, مثل آب و هوا, براى جامعه ضرورى است. مردم در نظام اسلامى بايد سرشار از معلومات و معرفت لازم و اهل تحليل قوى باشند و در تحقق اين هدف مهم, رسالت مطبوعات سالم, با سليقه ها و روشهاى متفاوت, اساسى و اجتناب ناپذير است.
مطبوعات با توجه به تاريخچه خود و فرهنگ پربار ملى و مجموعه غنى ادبيات و شعر و نثر فارسى در حد مطلوب پيش نرفته اند. … انتظار آن است كه تعميق و افزايش كيفيت مطبوعات در زمينه هاى فرهنگى, ادبى, هنرى, سياسى, اجتماعى, ارائه تحليلهاى عميق و قوى, نشر فرهنگ عمومى و دانش, پاسدارى از زبان فارسى, تقليد نكردن از روشهاى نادرست غربى, زيبايى در سخن, لطافت در بيان, متجلى ساختن ذوق نويسندگى, استفاده هنرمندانه از عكس, كاريكاتور و ديگر روشهاى مطبوعاتى, تلاش بيشترى صورت گيرد.
… در جمهورى اسلامى, وجود انديشه ها و آراى گوناگون آزاد است و اصولا در اين نظام بحث برخورد با انديشه ها, وجود خارجى ندارد; اما عناد و غرض ورزى با طرح آرا و نظريات متفاوت است.
همچنين در بخشى از سخنان رياست محترم جمهورى در ديدار با شركت كنندگان در سومين جشنواره مطبوعات آمده است:
… جوهره انسان در آگاهيها و علم و دانش است. هرچه قدر جامعه دانشمندتر و باسوادتر باشد, خدمات بيشترى به دنبالش خواهد آمد. انسان در جامعه جاهل و بى اطلاع و كج فهم زندگى خود را خراب مى كند و چيزى در زندگى مادى و معنوى عايد انسان نخواهد شد. اگر يك مقدار عاليتر از اين فكر بكنيم و آينده زندگى جاويدان خودمان را در آخرت, كه جز معتقدات است, در نظر بگيريم, اينجا بعد خدمت خيلى مهمتر از اينها مى شود. افرادى كه در پرورش مردم در جهت صلاح معنوى موفق شوند مردمى را خوب پرورش دهند و در جهت صلاح معنوى پيش ببرند يك حق جاويدان و ابدى به گردن آن دارند و حيات واقعى و سعادت ابدى را به مردم بخشيده اند. اين در مورد هدف كه كمى راجع به آن صحبت شد. و اما مسائل فنى, شيوه هاى روانى و اجتماعى خاص در نظر گرفتن شرايط بسيار و بسيار چيزهاى ديگر كه در حرفه مطبوعات مى گنجد و جزء دانش خود شماست و بايد سعى كنيد با شيوه هاى فوق بالا رفته و با انتخاب شيوه ها و ابزار درست اين هدف مقدس را تامين كنيد. من قبلا گفته ام كه از لحاظ هدف و محتوايى مطبوعات, ما اگر بعد فرهنگى و انسانى را در نظر بگيريم شايد در كشورهاى ديگر نمونه هاى زيادى نداشته باشد. واقعا تيپ مطبوعات ارزشمندى هستند. قطعا و اكثريت اين نيروها براى صلاح جامعه كار مى كنند. هركس با ديد خويش و عمدتا انقلابى مسلمان و با علاقه مندى به كشورشان و دور از وابستگيهاى خطرناك كه در بعضى از محيطها در دنيا ديده مى شود, و عملا ما يك دنياى مطبوعات مفيدى داريم, ولى تمام مسأله اين نيست. ما قطعاً خيلى بهتر از اين مى توانيم باشيم. يقيناً مى توانيم محتويات را بيشتر بكنيم, نشرياتمان را قويتر بكنيم و آن حرفهايى را كه براى ارائه به مردم انتخاب مى كنيم بهترينها را انتخاب كنيم.
خيلى چيزها كه الان مى تواند اتلاف وقت و پول مردم باشد نباشد و كارهاى بهتر از اينها مى توانيم بكنيم. من روى چند نكته معمولا در برخوردهاى عاديمان تكيه مى كنم كه باز هم فقط فهرست را عرض مى كنم. ممكن است در سؤال و جوابها بازتر شود. يكى از چيزهايى كه به آن خيلى اهميت مى دهم اين است كه نشريات بايد واقع بين باشند, چرا كه بدون واقع بينى نمى توان نشريه موفقى داشت. ايده ها مقدس هستند, اما اگر انسان در فضايى پرواز كند كه مخاطبش نتواند بهره ببرد, مقدارى از نيروها را تلف كرده است. از اين كه بگذريم بايد دقيق باشيم.
نوشته با گفته فرق دارد, انسان بايد در همه جا در اظهاراتش دقيق باشد. اما نوشته چيزى است كه در تاريخ ثبت مى شود. اگر نام نويسنده مقاله نباشد, نام صاحب مجله يا نشريه كه هست و در تاريخ ثبت مى شود. حتما چيزى را كه مى نويسد محكم بنويسد. سعى كنيد چيزى را كه مى نويسيد درست و دقيق باشد. بهتر است كمتر بنويسيم, اما بهتر بنويسيم. به جاى صد سطر سى سطر مطلب مفيد بنويسيم. اما اين از چيزهايى است كه هنوز ما در مطبوعات اشكال داريم. مى بينيد كه دقتها به اندازه كافى نيست.
در سومين جشنواره مطبوعات, مانند سال پيش, به بهترين مقالات در موضوعاتى مانند سياسى اقتصادى, فرهنگى, اجتماعى, ورزشى, علمى و تخصصى, معارف اسلامى, نقد فرهنگى, نقد سياسى, نقد اقتصادى, تعاطى افكار, دفاع مقدس و تهاجم فرهنگى, جايزه داده شد.
اين جشنواره روز پنجشنبه سيزدهم ارديبهشت با اهداى جوايز به نفرات برگزيده در تالار وحدت, پايان يافت.
در هريك از رشته ها, هيأت داوران لوح افتخار جشنواره و تشرف به عمره و لوح تقدير جشنواره و زيارت آستانه حضرت زينب(س) را به نفرات برگزيده اهدا كرد.
تعدادى از برندگان عبارتند از:
* در رشته نقد فرهنگى يادمان و لوح افتخار جشنواره به محمّد اسفنديارى نويسنده مقاله (از بهر خدا منويس) در نشريه آينه پژوهش.
* در بخش (توجه به ايجاد زمينه تعاطى افكار در جامعه) لوح تقدير اين بخش به محمّد مهدى فقيهى براى مديريت نشريه نقدونظر اختصاص يافت.
* يادمان و لوح افتخار جشنواره در رشته نقد ادبى به مرتضى كرباسى براى مقاله (نگاهى به ترجمه قرآن كريم) در فصلنامه حوزه و دانشگاه.
* در رشته مقاله علوم انسانى با گرايش ادبيات, يادمان و لوح افتخار جشنواره به بهروز عزبدفترى براى مقاله (آگاهى مترجم از دستور زبان مبدأ و توانايى او در برگرداندن زبان) در فصلنامه مترجم.
* در رشته مقاله علوم انسانى در گرايش فلسفه, يادمان و لوح افتخار جشنواره به قاسم كاكايى براى عنوان (اراده الهى و نفى موجبيت) در فصلنامه حوزه و دانشگاه اهدا شد. لوح تقدير اين رشته به احمد عابدى براى عنوان (حركت حبى) در نامه مفيد اختصاص يافت.
* در بخش مقاله اقتصادى يادمان جشنواره و لوح افتخار به عباسى مخلصى براى مقاله (وجوه شرعى ماليات) در نشريه فقه اهدا شد. دانش آموز ايرانى برنده جايزه ويژه قرن
سفارت ايران درلندن اعلام كرد آقاى فرخ حسيب, دانش آموز فارغ التحصيل رشته رياضى دبيرستان البرز تهران برنده جايزه قرن بيستم (لايب نيتز) شد. آقاى حسيب ثابت كرد كه اعداد اول در رياضيات وجود ندارند و تعريف اقليدسى اعدال اول از نظر علم منطق صحيح نيست و اعداد غير قابل تقسيم بر اعداد ديگر نمى توانند وجود خارجى داشته باشند. وى در ادامه اين مطلب نشان داد كه در عالم كون و مكان همه چيز قابل درك و اندازه گيرى و محاسبه است و مى توان به طور دقيق ساختمان شيميايى مولكولهاى داروهاى شفادهنده سرطان و بيمارى عفونى ايدز را روى كاغذ محاسبه و پيش بينى كرد. اين خدمت عظيم به دانش بشرى ايشان را سزاوار دريافت جايزه لايب نتيز نمود.
اين جايزه در قرن هجدهم به (ژوزف لوئى لاكرانژ) براى اختراع هندسه ترسيمى و رقومى و جايزه قرن نوزدهم به (ويلهلم كنرادرونتگن) كاشف اشعه مجهول داده شده است. شركت ايران در نمايشگاه كتاب (لايپزيك)
كانال راديويى (دويچ لند فونك) آلمان خبر از حضور غيرمترقبه كشورمان در نمايشگاه كتاب (لايپزيك) داد. بعد از نمايشگاه بين المللى كتاب فرانكفورت اين مهمترين نمايشگاه در نوع خود محسوب مى شود.
روابط عمومى سفارت جمهورى اسلامى ايران گزارش داد خبر شركت ايران در نمايشگاه كتاب لايپزيك, از طريق رسانه هاى آلمان پخش شد.
گزارش روابط عمومى سفارت كشورمان همچنين مى افزايد حضور غرفه كشورمان در اين نمايشگاه بسيار مغتنم و با موفقيت همراه بود. تجليل خادمان قرآن از تلاشهاى فرهنگى و قرآنى آقاى احمد مسجد جامعى
جناب آقاى مهندس مصطفى ميرسليم وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامى:
خدمت به ساحت مقدس قرآن مجيد و تلاش در جهت گسترش فرهنگ قرآنى كشور از برنامه هاى موفق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه طى سالهاى اخير از سوى معاونت امور فرهنگى آن وزارتخانه توسط برادر گرامى و انديشمند, جناب آقاى احمد مسجد جامعى, كه از خاندان علم و فضيلت و تقوا هستند در قالب ايجاد نمايشگاههاى بزرگ قرآن در تهران و گسترش آن در شهرستانها و نيز حمايت از طرحهاى مهم قرآنى برنامه ريزى و اجرا شده است.
اينك خادمان قرآن كريم بر خود لازم مى دانند ضمن تقدير و تشكر از كوششهاى اين برادر بزرگوار در اشاعه فرهنگ قرآنى كشور, حمايت خود را نسبت به قوت بخشيدن و استمرار فعاليتهاى قرآنى آن وزارتخانه اعلام دارند.
ابوالقاسم خزعلى, سيد هاشم رسولى محلاتى, سيد مهدى امام جمارانى, محمد واعظ زاده خراسانى, محمد ابراهيم جناتى, سيد كمال فقيه امامى, محمد هادى معرفت, سيد جواد گلپايگانى, سيد عبدالله فاطمى نيا, سيد محمود دعايى, محمد على نظام زاده, دكتر سيد محمد باقر حجتى, دكتر سيد جلال الدين مجتبوى, عبدالمحمد آيتى, دكتر ابوالقاسم گرجى, على اكبر الهى خراسانى, محمد حسن بكايى, سيد رضا فقيهى, بهاءالدين خرمشاهى, دكتر محمد مهدى فولادوند, مصطفى فومنى حائرى, محمد نقدى , هاشم هاشم زاده هريسى, حبيب الله فضايلى, عبدالكريم بى آزار شيرازى, محمد على مهدوى راد, سيد محمد على ايازى, عبدالرضا ايزدپناه, حسين استادولى, حسين درگاهى, سيد مصطفى صدرزاده, سيد عباس صالحى, شهريار پرهيزكار, سيد مرتضى سادات فاطمى, مرتضى نجفى قدسى. فرهنگ اصفهان
فرهنگ اصفهان فصلنامه فرهنگى, هنرى و اجتماعى است كه نخستين شماره آن در پاييز ١٣٧٤ منتشر شده است صاحب امتياز اين نشريه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان اصفهان و مدير مسؤول آن آقاى رسولى حامديان و سردبير آن آقاى منصور گلنارى است. در سرفصل اين نشريه چنين آمده است كه: (فرهنگ اصفهان, نامى است با دو محتواهى پربار و فراگير. از سويى مهمترين امرى كه بشر با آن ارتباط دارد و حيات معنوى و روحى او بدان وابستگى مستقيم دارد, فرهنگ است; و از سوى ديگر, اصفهان خود, كلام گسترده و فراگيرى است كه ذكر آن پيشينه درخشان و پررونق تاريخى, هنرهاى متنوع و خارق العاده, اصالت فرهنگى و نجابت دينى را در ذهن تداعى مى كند.
(فرهنگ اصفهان نشأت گرفته از همان فرهنگى است كه بزرگانى چون سلمان فارسى, يعقوبى, ابوالفرح اصفهانى, ابن مسكويه, طغرايى, اسعد اصفهانى, شيخ بهايى, سيد ابوالحسن اصفهانى و… را ساخته و پرورانده است. و اين فرهنگ تا مادامى كه در انديشه و كردار مردم جارى است و سارى باشد ظهور و بروز بزرگان انديشه و هنر را بديهى و طبيعى خواهد ساخت, بزرگانى كه خود چشم و چراغ فرهنگ و هنر خواهند بود.)
بعضى از عناوين اولين شماره اين نشريه عبارتند از: شيخ لطف الله اصفهانى و رساله اعتكافيه نوشته رسول جعفريان; نگاهى به مكتب فلسفى اصفهان از دكتر دهباشى; مطبوعات اصفهان در يكصد سال گذشته نوشته موسى نجفى; طرح ايجاد زمينه هاى مطلوب براى توريسم فرهنگى در استان اصفهان به قلم دكتر رامشت و يك شاعر و يك تذكره اصفهانى به خامه آقاى حسين مسجدى.
اين نشريه در قطع رحلى در ١١٦ صفحه و با قيمت ٢٠٠ تومان در دسترس خوانندگان قرار دارد. آينه پژوهش ضمن خوش آمدگويى به ورود اين نشريه در جامعه مطبوعات, براى دست اندركاران آن توفيق روزافزون از خداى بزرگ خواستار است.